
در ماهها و هفته هاي اخير ، بحث بر سر انتخابات رياست جمهوري دوره دهم ، و گمانه زني ها درباره اينكه كدام يك از چهره هاي مطرح سياسي قصد شركت در اين دوره از انتخابات را دارند ، بالا گرفته است . هر چند نظير چنين بحث هايي در انتخابات دوره هاي گذشته هم رواج داشته است ، اما نارضايتي عمومي از عملكرد ضعيف دولت نهم و اينكه حضور برخي از چهره ها در اين انتخابات مي تواند تنها راه برون رفت از وضعيت فعلي باشد ، انتخابات دوره دهم رياست جمهوري را اندكي با دوره هاي گذشته متفاوت كرده است . سيد محمد خاتمي از جمله همان شخصيت ها و چهره هايي است كه تقريبا هر روزه خبري از حضور يا عدم حضورش در انتخابات ، در سايت ها و روزنامه ها منتشر مي شود . عده زيادي از دوستداران خاتمي معتقدند كه تنها راه رهايي از وضعيت فعلي و خنثي شدن تهديد هاي خارجي و به سرو سامان رسيدن نسبي اوضاع سياسي و اقتصادي ، شركت خاتمي در انتخابات آينده و طبعا انتخاب او به عنوان رئيس جمهور آينده مي باشد و عده اي از آنها بر اين باورند كه وضعيت فعلي چه در ابعاد داخلي و چه خارجي ، به قدري بغرنج و بحراني هست كه خاتمي در قبال مردم مسئوليت دارد و حتي بايد در اين راه از آبروي سياسي چندين ساله اش بگذرد . در مقابل ، جمع كثير ديگري ، شايد به اندازه موافقان ، و البته با تركيب جمعيتي متفاوت شامل دوستداران و مخالفان خاتمي ، مخالف حضور وي در انتخابات آينده هستند . به اعتقاد خود من و ساير دوستداران خاتمي مخالف حضور وي در انتخابات ، حتي در صورت اقبال عموم مردم به خاتمي و پيروزي اش در انتخابات ، قادر نخواهد بود اوضاع سياسي و اقتصادي بحراني امروز كه ناشي از عملكرد دولتمردان دولت نهم است را بهبود ببخشد . قطعا تورم لجام گسيخته ، حجم گسترده و بي حساب و كتاب وعده هاي احمدي نژاد به مردم در جهت آباداني شهر ها و روستاها ، خاموشي ها و.... در سالهاي آينده هم ادامه خواهد داشت و اينها همه به حساب خاتمي نوشته خواهد شد . در عرصه سياسي هم يقينا با روش و منش اصلاح طلبانه اي كه مد نظر خاتمي هست هيچ گونه تغيير محسوسي در اوضاع سياسي ايجاد نخواهد شد ، تا هنگامي كه قدرت بي حد و حساب در دستان ولي فقيه باشد ، تا زماني كه شوراي نگهبان ، مجالس فرمايشي ، سپاه ، و ساير نهاد هاي انتصابي در عرصه سياسي ايران يكه تازي كنند ، قطعا با روش و شيوه اصلاح طلبانه خاتمي هيچ گونه تغيير اساسي در اوضاع سياسي صورت نخواهد گرفت . ضمن اينكه خاتمي بايد حداقل دو سال اول رياست جمهوري اش را با كابينه اي سر كند كه منتخب نمايندگان مجلس فرمايشي هشتم است . به نظر من حضور خاتمي در مقام فعلي به عنوان رهبر جنبش اصلاحات ، و سخنراني هاي تند و تيزش كه در ماههاي اخير شدت گرفته است ، بسيار مفيد تر از حضورش در كسوت رياست جمهوري است . به اعتقاد من عمده و اصلي ترين پيامد پيروزي خاتمي در انتخابات ، به سود مخالفان آزادي و انسانيت يعني متحد شدن دوباره اصولگرايان خواهد بود كه در طي دوسه سال اخير و با باصطلاح يكدست شدن حاكميت شديدا دچار تفرقه و اختلاف شده بودند ، و تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه نه انقلاب و نه اصلاح هيچ كدام راه حل اساسي رهايي مردم ايران نيست و بايد به همين اختلافات دروني رهبران و مهره هاي اصلي دل خوش كنيم كه قطعا با پيروزي خاتمي اين اختلافات كمرنگ و دوباره بر عليه خاتمي بسيج و متحد خواهند شد .
توصيه من به كساني كه خاتمي را به شركت در انتخابات دعوت مي كنند اين است كه بگذارند خاتمي همچنان محبوب بماند و بيش از اين با احساسات مردم و آبروي خاتمي بازي نكنند .

چند ماهي به انتخابات رياست جمهوري دوره نهم باقي مانده بود كه آقاي خاتمي رئيس جمهور به علت ترافيك با تاخير چند دقيقه اي در جلسه اي كه قرار بود در آن شركت كند حاضر شد. اين تاخير با دلخوري رئيس جمهور و انتقاداتي نسبت به نحوه اداره شهر و مديران وقت شهرداري تهران همراه بود كه با پاسخ نسبتا تندي از سوي احمدي نژاد ، شهردار پايتخت مواجه شد . آن روزها هم تقريبا وضعيتي شبيه به امروز داشت . دوست و دشمن از عملكرد نسبتا موفق خاتمي و دولتش انتقاد مي كردند و هر تازه به دوران رسيده اي سعي داشت با طرح انتقادات بي اساس خودي نشان بدهد و اصطلاحا در نزد مردم "خود شيريني " بكند . اين حركت احمدي نژاد و پاسخ تندش به يك انتقاد ساده را هم مي شد در همين راستا ارزيابي كرد كه احمدي نژاد با توجه به نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري و اينكه وي يكي از كانديداهاي اين انتخابات هست ، قصد دارد با توجه به فضاي منفي كه به ناحق بر عليه خاتمي ايجاد شده است خودي نشان بدهد و از نردبان خاتمي بالا برود .
شبيه چنين رويدادي اين روزها در حال رخ دادن است هر چند اين بار انتقادات نسبت به عملكرد ضعيف دولت احمدي نژاد كاملا بجا و درست است ، اما باز هم كساني كه سابقه سياسي خودشان يك دنيا سوال و ابهام است قصد دارند با انتقاد كردن و زير سوال بردن دولت احمدي نژاد از موج خشم و انتقاد مردم نسبت به دولت نهم ، به نفع خودشان بهره برداري كنند .
ديروز كه سخنان انتقاد آميز حسن روحاني ، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي ، نماينده فعلي رهبر در همين شورا ، و از همه مهمتر ، كانديداي احتمالي رياست جمهوري آينده را نسبت به دولت نهم مي خواندم ، ياد همان داستان معروف دزدي افتادم كه در حال دويدن و فرار ، فرياد آي دزد ، آي دزد سر مي داد . آقاي روحاني كه قصد دارد از موج منفي ايجاد شده بر عليه احمدي نژاد به نفع خود و همفكران و دوستانش و در راستاي تبليغ براي انتخابات آينده رياست جمهوري استفاده كند و جز آن گروهي هست كه به تازگي دلسوز مردم شده است!! ، از رئيس دولت خواسته كه پاسخ دهد درآمد " سه ساله نفت را صرف چه اموري كرده است " !! چه قدر خوب مي شد آقاي روحاني و دوستانشان كه چند دهه است به جان مردم افتاده اند پاسخ دهند " در آمد سي ساله نفت را صرف چه اموري كرده اند " ؟!! در طول سه دهه كه ايشان و دوستانشان در كليدي ترين پست ها بوده اند ، واقعا از محل در آمد نفت و ساير در آمدهاي عظيم و بي پايان اين سرزمين مصيبت زده ، چه خدمتي به مردم كرده اند؟ در طول اين مدت چند دانشگاه در حد و اندازه هاي دانشگاه هاي تهران ، مشهد و اصفهان و.... ساخته اند ؟ چند هزار كيلومتر آزاد راه و اتوبان ساخته اند ؟ چند هزار كيلومتر از جاده هاي مرگ را بازسازي و مرمت كرده اند ؟ جز اينكه روز به روز مردم را بيشتر به خاك سياه نشانده اند چه كار مثبتي براي مردم انجام داده اند ؟ و هزار و يك سوال و ابهام ديگر . بي انصافي محض است اگر تمام مشكلات امروز را ناشي از عمكلرد سه ساله دولت نهم بدانيم . مطمئن باشيد اگر قرار به پاسخ گويي باشد شما و همفكرانتان در اولويت هستيد و اين را هم بدانيد كه مردم هوشيارتر از آني هستند كه براي فرار از احمدي نژاد به دامان ناپاك امثال شما پناه بياورند .
در همین ارتباط :

در پي يادداشت محمد نوري زاد از فيلمسازان و نويسندگان نزديك به احمدي نژاد در وب سايت شخصي اش ، موج جديدي از انتقادات و حملات نسبت به اين يادداشت و نويسنده آن به راه افتاده است . نوري زاد در اين يادداشت از روحانيون ، ائمه جمعه و مراجع تقليد خواسته است كه از دخالت در امور سياسي و حكومت داري و به ويژه ماجراي مشايي پرهيز كنند و "دولت، دستگاه قضایی، مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان و در نهایت رهبری را بهعنوان نمادهایی كه میتوانند پای برگه ماندن یا رفتن مشایی را امضا كنند، معرفی كرده و آورده است: «بر همگان واضح و مبرهن است كه ماندن یا رفتن مشایی مطلقا در اندازهای نیست كه به یك مرجع تقلید، ارتباط قانونی داشته باشد ." وي در ادامه يكي از علت هاي درهم پيچيدگي اوضاع كشور را " دخالت بي حد و مرز امام جمعه ها و روحانيون در امور حكومت و نپذيرفتن مسئوليت عواقب ناشي از اين دخالت هاي مكرر " عنوان كرد .
منتقدان به اين يادداشت طيف وسيعي را در بر مي گيرند كه يقينا روحانيون وكساني كه زير پرچم ايشان حسن و حسين ميكنند و از همين راه به نان و نوايي رسيده اند از داغ ترين منتقدان به اين مطلب هستند . در اين ميان همراهي اصلاح طلبان با اين موج حملات جالب توجه است . از نحوه پوشش خبري سايت رسمي جبهه مشارکت و روزنامه كارگزاران در باره اين موضوع ، مي توان به اين نكته پي برد اصلاح طلباني كه به كرات چوب دخالت ها و موضع گيري هاي برخي روحانيون تندرو و ائمه جماعات به تنشان خورده است صرفا به دليل اينكه نويسنده اين يادداشت از نزديكان احمدي نژاد است ، با اين موج همراه شده اند و گرنه بر همگان روشن است كه موضع اصلاح طلبان در اين باره ( دخالت روحانیت و علمای دینی در سیاست ) ، حداقل در مواقعي كه نياز به راي مردم دارند چيست !!
به نظر من حرف حساب توسط هر شخصيت مثبت و يا منفي اي بيان شود بايد از آن حمايت كرد ونبايد به صرف اينكه يك حرف را چه كسي بيان كرده است از آن حمايت يا آن را رد كنيم . پيشنهاد عدم دخالت روحانيون و مراجع تقليد در امور حكومت داري ، توسط هر شخصي كه بيان شده باشد ، حرف حسابي است كه انصافا جواب ندارد !! همانطور كه روحانيون خوش ندارند كسي خارج از حلقه خودشان در مسائل مربوط به غسل جنابت و آداب نزديكي زن و مرد !!! و مسائلي از اين قبيل دخالت كند و شديدا با آن به مقابله مي پردازند ، يقينا اين موضوع در مورد ساير انسانها هم صدق مي كند . از اول هم قرار بر همين بود كه روحانيون در گوشه مساجد و مدارس علميه ، رساله بنويسند و آداب دخول و خروج را كشف و به مردم اعلام كنند !! نه اينكه به خودشان اجازه بدهند در هر موضوعي از سياست گرفته تا انرژي اتمي و غني سازي اورانيوم ، اظهار نظر و دخالت كنند .
با كمي تعقل و منطق ، نه از نويسنده مطلب و حاميانش ، بلكه از سخنان و مواضعش در ارتباط با "عدم دخالت روحانيون در امور حكومت داري " حمايت كنيم و به مچ گيري جناحهاي سياسي از يكديگر اعتنايي نكنيم .
در همین ارتباط :
محمد نوري زاد :مصونیت مراجع در هیچ کجای اسلام ونظام مطرح نشده

ديروز در حين مطالعه صفحاتي از مجموعه عظيم " تاريخ تمدن " ويل دورانت ، به بخش هايي برخوردم كه بي ارتباط با برخي از مسائل مطرح شده در هفته هاي اخير نيست . بخشي از آنچه را كه خوانده ام عينا در ادامه مطلب مي آورم :
" ......... دين نيز مانند حقوق و قانون ، به زمان گذشته نظر دارد به همين جهت هنگامي كه اوضاع و احوال تغيير مي پذيرد و اخلاق با اين اوضاع تطور پيدا مي كند ، دين غالبا عقب مي ماند . مثلا مردم يويان قديم ، با پيشرفت زمان ، به حالي درآمده بودند كه همخوابگي با محارم را منفور مي داشتند ، در صورتي كه اساطير آنان پر بود از مدح خداياني كه با محارم خود نزديكي داشته اند . همچنين ، مسيحيان عملا بيش از يك زن نمي گيرند ، در صورتي كه در انجيل تعدد زوجات مباح شمرده شده است . نيز در هنگامي كه بندگي از دنيا رخت بر بسته است ، هنوز متدينان مي كوشند با شواهد غير قابل ترديدي از انجيل از مجاز بودن بندگي دفاع كنند . هم امروز كليسا مردانه مي كوشد تا از قوانين اخلاقيي كه زندگي صنعتي روي كار آورده و قوانين سابق را نقض كرده است جلوگيري به عمل آورد . در آخر كار عوامل زميني ( ونه آسماني ) پيروز مي شود و اخلاق خود را خرده خرده با تازه هاي اقتصادي هماهنگ مي كند ، پس از آن دين با اكراه به جنبش مي افتد و خود را با اخلاق جديد وفق مي دهد . به طور كلي بايد گفت كه وظيفه اخلاقي دين عبارت از آن است كه ارزشهاي اخلاقي شناخته شده را حفظ كند و كمتر به آن مي پردازد كه اصول اخلاقي جديدي بياورد .(1) "
نويسنده در ادامه چنين بيان ميكند ، در جنگي كه بين " دين " و " اجتماع جديد " روي داده است ، هر چند درنهايت پيروزي از آن " اجتماع و اخلاقيات " جديد خواهد بود ، ولي هر دوي آنها ( دين و جامعه جديد ) در اين نزاع آسيب جدي خواهند ديد.
در هفته هاي اخير ،در كنار اخبار هسته اي ، اعدامها و بگير و ببندها كه ديگر به آنها عادت كرده ايم ، بحث بر سر " لايحه حمايت از خانواده " توانسته است به تنهايي موج خبري نسبتا پر سر و صدايي را ايجاد كند . اگر اخبار مربوط به اين لايحه را پي گيري كرده ايد ، حتما در جريان خواهيد بود كه يكي از بندهاي جنجالي و تاسف برانگيز اين لايحه به مردان اجازه ميدهد در صورت داشتن تمكن مالي ، و بدون نياز از كسب اجازه و رضايت همسر اول ، همسران دوم و سوم و..... را هم اختيار كنند !! . اعتراضاتي كه از سوي فعالين سياسي و به خصوص فعالين حقوق زنان نسبت به اين طرح ابراز شد ، باعث گرديد كه همين امروز اين طرح از دستور كار مجلس خارج و براي بررسي بيشتر و اصلاح بخش هايي از آن به كميسيون قضايي ارجاع داده شود . اين كه اصلاحات و تغييرات در اين لايحه تا چه ميزان رضايت مخالفين و معترضين را جلب كند ، بايد منتظر ماند و ديد !! اما موضوعي كه در اين ميان مطرح است و دقيقا در ارتباط با بخش هاي ابتدايي اين مطلب است ، استناد طراحان و حاميان اين طرح به پيشينه تاريخي و ديني انجام چنين عملي است . تقريبا تمام حاميان اين طرح ، دليل اصلي حمايت خود را از چنين طرحي " عمل به دستورات اسلام " اعلام ميكنند و اينكه به عنوان مثال " پيامبر اسلام " هم در طول دوران حياتش چندين همسر براي خود اختيار كرده است و اصلا از نقطه نظر علمي (2) ، هيچ گونه دليل و مدركي براي اثبات درستي سخن خود ندارند .هم از نظر عقلي و هم از نقطه نظر علمي ، كاملا روشن و مبرهن است كه اجراي آداب و رسوم و سنن مردمان 1400 سال پيش در جامعه مدرن امروزي امري محال و ناسازگار با آداب و اخلاق جديد است . اما اينكه چرا كوته فكراني هنوز در صدد اجراي چنين امر محالي هستند ، به نظر من نه دغدغه دينداري و اجراي احكام آن ، بلكه ناشي از ضعف اخلاقي و اخلاق عقب مانده اي است كه به آنان اجازه ميدهد براي پيشبرد و توجيه نيات شرم آورشان به هر حربه اي متوسل شوند و بايد اعتراف كنيم كه متاسفانه تعداد نسبتا زيادي از مردم هم به همين درد " ضعف اخلاقي " دچار شده اند . آمارمربوط به افزايش طلاق ،رواج چند همسري ، رواج صيغه و عقد موقت و ساير جرائم اجتماعي كه هر روزه بخش زيادي از صفحات حوادث روزنامه ها را به خود اختصاص مي دهد ناشي از رواج همين بي اخلاقي هاست . يقينا اگر حاميان " لايحه حمايت از خانواده " در ميان عموم مردم حامي براي خود متصور نبودند ، هرگز از اين طرح حمايت و اصلا آن را مطرح نمي كردند .
بر خلاف تصور رايج كه دين را زير بناي اخلاق ميداند ، به اعتقاد من اين اخلاق و انسان اخلاق مدار ( كه ميتواند ديندار يا بي دين باشد ) است كه مي تواند كجي ها و عقب ماندگي هاي دين را سر و سامان دهد . تا رسيدن به جامعه اي اخلاق مدار و و نه صرفا دين مدار ، فرسنگ ها فاصله داريم .
پی نوشت :
۱- تاريخ تمدن ويل دورانت ، جلد اول ، مشرق زمين گاهواره تمدن ، صفحات 85 و 86
۲- يكي از ماهرترین متخصصین در زمینه ی ارتباطات، دکتر جان گری نویسنده ی کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی است. او از طریق کتاب ها و سمینارهایش پیامی را منتشر می کند، او می خواهد بگوید که مردان و زنان کاملاً از هم متفاوتند و یک ارتباط طولانی و بادوام با درک کردن، قبول کردن و احترام گذاشن به جنس مخالف به دست می آید. گري در پاسخ به اين سوال كه آيا تک همسری در یک رابطه مسئله ی مهمی به حساب می آید؟ چنين پاسخ ميدهد : تک همسری، ریشه و اساس این توقعات جدید است که ما از رابطه مان داریم. اگر بخواهیم عشقمان پردوام باشد، حتماً باید این مسئله را رعایت کنیم. بعضی مردها طالب رابطه ی آزاد هستند تا بتوانند با هر کسی که می خواهند در کنار همسرشان رابطه داشته باشند، اما همچنان عاشق همسرانشان هستند. اما سوال اینجاست که شما که عاشق همسرتان هستید، چه نیازی به برقراری ارتباط با افراد دیگر دارید. جواب این افراد خیلی ساده است. آنها می گویند، عشق ما به همسرمان چیزی است که با هیچ فرد دیگر تجربه نخواهیم کرد. اما حقیقت نشان میدهدکه آنها واقعاً همسرانشان را دوست ندارند.
اينجا پاسخ ديگري براي اين سوال است : اگر شما می خواهید رابطه ای بادوام داشته باشید، باید زن زندگیتان از نظر جنسی خوب ارضا شود. چون اگر اینطور نباشد و فقط مرد ارضا شود، زن از س ک س با همسر خود راضی نخواهد بود و کشش مرد به زن کمتر خواهد شد. اما اگر زن هم از رابطه ی جنسی ارضا شود، علاقه و کشش مرد به او بیشتر خواهد شد.
برای ارضا شدن زن از رابطه ی جنسی با همسرش سه ضرورت وجود دارد: اولین آن داشتن رابطه ای خوب است. دومین ضرورت تک همسری است و سومین آن داشتن عشق و علاق فرای مسئله ی جنسی است.
اگر مرد وفادار نباشد، حتی اگر زن اطلاع نداشته باشد، به این معنی است که همه ی انرژی جنسی خود را از همسرش دریغ کرده و به زن دیگری می دهد. زن نیاز دارد که توجه و محبت شوهر را لحظه به لحظه احساس کند. تک همسری این نیاز را برآورده می کند: باعث می شود که زن احساس کند پراهمیت ترین فرد در زندگی شوهرش است. همین مسئله باعث شکوفایی زن شده و جذابیت او را نزد همسرش روز به روز بیشتر می کند.
چگونه ، با دشمنت به دوستي تا كنم ؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا كنم ؟
تو رخت زندان تنت و من بمانم خموش ؟
قسم به زن ، نازنم اگر محابا كنم
اگر چه تلخ است حق ، نمي توانم نهفت
زبان از آن بايدم كه آشكارا كنم
( سيمين بهبهاني )
در هفته هاي گذشته دو مطلب در ارتباط با قتل عام زندانيان سياسي –عقيدتي در سال 67 نوشته ام . به نظر من ابعاد اين فاجعه بي سابقه در طول تاريخ معاصر ، به قدري گسترده و هولناك است كه اگر ساعتها و صفحه ها در باره آن نوشته شود باز هم حق مطلب ادا نشده است . امروز هشتم شهريور ، بنا بر روال سالهاي گذشته ، قرار است خانواده هاي اين زندانيان بر سر مزار عزيزانشان در محل گورهاي دسته جمعي خاوران گرد هم آيند و ياد و خاطره آنان را گرامي بدارند . " سازمان عفو بين الملل در اطلاعيه ای نگرانی خود را از اين که مقام های جمهوری اسلامی مانع برگزاری اين گردهمايی در داخل کشور شوند، ابراز داشته است و از حکومت کنونی ايران خواسته است از حضور بازماندگان قربانيان در گورستان خاوران در جنوب تهران جلوگيری نکنند ".
گزارش خواندني " راديو فردا " كه به مناسبت همين روزها و در گراميداشت ياد و خاطره قربانيان قتل عام 67 تهيه شده است را بخوانيد :
متن کامل گزارش را در وب سایت رادیو فردا بخوانید
اگر با مشكل مسدود بودن وب سايت " راديو فردا " مواجه هستيد ، متن كامل گزارش را در همين جا مطالعه كنيد .
علیرضا کرمانی - رادیو فردا : دهه اول شهريورماه يادآور رويدادی است که برخی پژوهشگران آن را شگفت آورترين رويداد ايران امروز و خانواده های آسيب ديده آن را فاجعه ای باور نکردنی می دانند.
رويدادی که اگر چه دو دهه از آن می گذرد و بيستمين سالگرد آن همين روزها در داخل و خارج از کشور برپاست اما هنوز حتی خانواده های آسيب ديده، از چرايی و چگونگی آن آگاهی های اندکی دارند.
در «کشتار مخفيانه» يا «اعدام های جمعی زندانيان سياسی» در زندان های جمهوری اسلامی ايران در تابستان و پاييز ۱۳۶۷، چندين هزار تن زندانی که پايان دوران محکوميت اعلام شده خود را می گذراندند، برخی از آنان مدت محکوميتشان روزها و ماه ها قبل به پايان رسيده بود، به کام مرگ فرستاده شدند.....