برگزیده ای از قصیده آبی خاکستری سیاه - زنده یاد دکتر حمید مصدق
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 11:49  توسط شیشه سکوت
قايقي را مي مانم ، شكسته و سرگردان ، ميان دريايي خروشان. موجها چنينم كرده اند . ساحل را دوست دارم ، اما رمقي براي رفتن نيست . هنوز به موجها اميدوارم ، و همين است تنها راز نفس كشيدنم .